+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 23:5  توسط محسن بیگی
|
وقتیکه من بزرگ شدم، شاید، معمار شوم
آنگاه، تمامی جهان را همچون بامی
بر فراز دستان تو، ستون خواهم کرد
وقتیکه من بزرگ شدم، شاید، پزشک شوم
آنگاه، با عطر تو نوشدارویی خواهم ساخت
بر تمام دردهای جهان
و آنگاه به سلامتی شان، با لب های تو
بر گونه های شادی تمام کودکان جهان، بوسه خواهم زد
وقتیکه من بزرگ شدم، شاید
یکروز با چتر گیسوان تو
از آسمان آرزوهایت
پروازی کنم بر آستان زمین
زمینی که پای تو آنرا نگه داشته است
و آنگاه، خواهم دوید تا مرزهای درونت
و در پنهانترین گوشه های جنگل سبز آغوش تو، پنهان خواهم شد
اکنون را که نام نهادی فصل کاشت
فردا که من بزرگ شدم، در زمان برداشت
مادرم، به تو قول می دهم من تو را دوست خواهم داشت
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 16:24  توسط محسن بیگی
|
ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و
بهشت گشوده و درهای
جهنم بسته میشود، و عبادت در یکی از شبهای آن (
شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در
خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها است؛ روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفسهای شما تسبیح، خواب شما عبادت، عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیتای درست و دلی پاکیزه، پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»
آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزهداران را برشمرد و از
صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان،
صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی،
نماز،
توبه، صلوات، تلاوت
قرآن و
فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 10:24  توسط محسن بیگی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 10:23  توسط محسن بیگی
|
مهدی جان!
سئوالی ساده دارم از حضورت ….
من آیا زنده ام وقت ظهورت …..
اگر که آمدی من رفته بودم ….
اسیر سال و ماه و هفته بودم …..
دعایم کن دوباره جان بگیرم …..
بیایم در رکاب تو بمیرم
میلاد منجی عالم بشریت مهدی موعود بر همه مسلمین جهان مبارک باد
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 11:17  توسط محسن بیگی
|
گاهی دلتنگ دستهای بزرگی میشوم که صورتم را پشت گرمایشان پنهان کنم.
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 9:1  توسط محسن بیگی
|
یه روز یه باغبونی - یه مرد آسمونی
نهالی کاشت میونه - باغچه ی مهربونی
میگفت سفر که رفتم - یه روز و روزگاری
این بوته ی یاس من - میمونه یادگاری
هر روز غروب عطر یاس - تو کوچه ها می پیچید
میون کوچه باغا - بوی خدا می پیچید
اونایی که نداشتن - از خوبیا نشونه
دیدن که خوبیه یاس - باعث زشتیشونه
عابرای بی احساس - پا گذاشتن روی یاس
ساقه هاشو شکستن - آدمای ناسپاس
یاس ِ جوون برگ اون - تکیه زدش به دیوار
خواست بزنه جوونه - اما سراومد بهار
یه باغبونه دیگه - شبونه یاسو برداشت
پنهون ز نامحرما - تو باغه دیگه ای کاشت
هزار ساله کوچه ها - پر میشه از عطر یاس
اما مکان اون گُل - مونده هنوز ناشناس
در حاشیه برگ شقایق بنویسید / گل تاب فشار در و دیوار ندارد
شهادت حضرت فاطمه (س) بر تمامی شیعیان جهان تسلیت باد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 10:24  توسط محسن بیگی
|
تنهاییم را با تو قسمت میکنم . سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من . عالمی نیست
غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را
بر سفره رنگین خود بنشانمت . بنشین غمی نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 10:1  توسط محسن بیگی
|
یاد دارم در غروبی سرد سرد
میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد
داد میزد کهنه قالی میخرم
دسته دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید و بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت . ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقاْ مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخرید ؟
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 10:0  توسط محسن بیگی
|